اره منم از همون دوستام.یه زمانی این وب دوست من بود دوستی که نمیتونست حرف بزنه ولی میتونست ارومم کنه . خیلی وقتها با گریه تو وب مطلب میذاشتم چون حرفهای دلم بود . نمیدونم کیا میان باز به این وب سر میزنن ولی وقتی امروز بعد دوسه ماه مطالبمو میخوندم باز دلتنگ همسرم شدم و گریه کردم.

من و مهدی دو سال بود که همو میخواستیم البته نه مثل بقیه دخترا و پسرا همش بیرون باشیم نه ! خیلی اتفاقا واسه هر دوتامون افتاد خیلی زجر کشیدم تا بالاخره به هم رسیدیم . والان که دو ماه از عقدمون میگذره احساس خوشبختی میکنم امیدوارم تا اخر عمر همیشه این حس رو داشته باشم.

امیدوارم همه دخترا پسرا به مراد دلشون که عقلشونم تایید میکنه برسن